البته اين نامه وي با واكنش بسياري از نيروهاي انقلاب مواجه شد و آيت الله سيد احمد خاتمي طي خطبه اي در نماز جمعه تهران خواستار محاكمه عوامل اين نامه شد.

اما كروبي به واسطه داشتن رسانه و روزنامه اعتماد ملي تا حدودي براي خود سپر بلا و حفاظ آن هم برای بقای سیاسی و مقابله با خطر بازداشت ايجاد كرده بود اما امروز راه براي مقابله و محاكمه كروبي در دادگاه عادلانه و طبق قانون باز است چراكه سپر كروبي با توقيف روزنامه وي در حال خرد شدن است.
اما ميرحسين موسوي با اين تصور اشتباه كه ميتواند با تشكيل جبهه سياسي براي خود سپري ايجاد تا محاكمه نشود نيز بايد در انتظار خرد شدن اين "سپر البته به تصور خودش" باشد چراكه براي جبهه اصلاحات ديگر رمقي باقي نمانده چراكه این جبهه محکوم به شکست است به اين دليل كه اردوگاه اصلاحات و اپوزوسيون ديگر پس از سكشت هاي پي در پي ديگر متحد و یکپارچه نیست و فرياد اختلافات در آن هر روز به گوش ميرسد.
بايد اميدوار بود كه روزي موسوي هم به جمع افرادي بپيوندد كه براي اشتباهات خود بايد حساب پس بدهند.
روزنامه نگار مسلمان/

با اينكه من تنها ۲ سال بود كه او را ميشناختم اما خاطرههاي بسياري از او دارم.
يادم هست زماني كه براي ۴ ديپلمات ربوده شده در لبنان همايشي برگزار كرده بوديم براي مجري اين همايش دچار مشكل شديم تا فكرم به عطاي عزيز رسيد او آمد و با تمام توام برنامه را براي ما اجرا كرد برنامهاي كه به او در دقيقه ۹۰ اعلام شد كه بايد مجريش باشد و در پايان كار هرچه به او اصرار كرديم كه هزينه اين كار را دريافت كند تنها لبخندي زد و گفت: "من زماني كه كاري براي رزمندگان دفاع مقدس و شهدا انجام مي دهم پولي نمي گيرم" و من تنها به او اجرت با امام حسين(ع) را گفتم.

بعد از اين در دفعات بعدي او را در خبرگزاري فارس بعنوان همكار بيش از گذشته ديدم و شب هاي بسياري در انتخابات شوراهاي سوم و مجلس هشتم با او در خبرگزاري فارس بوديم.
و عطا افشاري بالاخره به بهشت لبخند زد.
روحش شاد يادش گرامي
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
روزنامه نگار مسلمان/
من در عين حال كه قبلاً هم تذكر دادم، حالا هم تذكر مىدهم به همه ملت كه همه اين شرارتها كه در سطح كشور الآن مىشود، ممكن است براى اين باشد كه شما را از رفتن به پاى صندوق بترسانند و شما را از خدمت به اسلام و خدمت به مسلمين سست كنند.
بايد همه ما در اين امر توجه داشته باشيم كه اين يك امر حياتى است براى جمهورى اسلامی.

شما مىبينيد كه در عين حال كه در آراى قبل از اين، براى شهيد رجايى 14 ميليون جمعيت شركت كرد و 13 ميليون رأى آورد شهيد رجايى، مع ذلك، آن فاسدها، آن مصاحبههايى كه اشخاص فاسد شكست خورده در خارج كردند، گفتند بيش از 2 ميليون اينها رأى نداشتند.
از اين ترورها و از اين شرارتهايى كه 2 روز قبل در تهران شد و مع الاسف، بچهها و جوانها را كشيدند به توى خيابانها و به شرارت هدايت كردند، بايد بسيار انسان متأسف باشد كه جوانها و كودكهاى ما اينطور بازى خوردند از اينها كه مىآيند در خيابانها و آتش مىزنند چيزهايى [را] كه مال مردم است، مال عموم است؛ مثل شركت واحد و اتومبيلهاى شركت واحد كه مال مستضعفين است يا محلى كه اصلاً براى مستضعفين است، به آتش مىكشند.

اينها فكر نمىكنند كه اين مدعىهاى مجاهدت براى خلق و براى مستضعفين، آن چيزى را كه وجهه قرار دادند و هدف قرار دادند، ضرر زدن به همين چيزهايى [است] كه مال مستضعفين است؛ چيزهايى كه براى مستضعفين جمع شده است، براى معلولين جمع شده، براى جنگ زدهها جمع شده است؛ اينها هدفشان اين است كه آنها را آتش بزنند.
شما از اين شكست خوردهها هيچ هراس نداشته باشيد كه اينها نفسهاى آخر را مىكشند. و ملت ايران و ملت شريف ايران با كمال قدرت، ايستاده است در مقابل آنها، و همينطور قواى نظامى و انتظامى و پاسداران و بسيج و ساير قواى مسلّح، كه از خود مردم هستند، هم در جنگ با كفار ايستادهاند و هم در مقابله با اين اشخاصى كه همانطور هستند و براى آنها خدمت مىكنند. و قواى پاسدار ما و همينطور قواى انتظامى در اين امر جديت خواهند كرد و همه اينها را به دست خواهند آورد و به جزاى اعمال خودشان در دادگاهها خواهند رسيد. و ان شاء اللَّه، بزودى شما شاهد اين خواهيد شد كه نه از اين تفالهها چيزى باقى مانده است و نه از آن قدرتهاى بزرگ در ايران اثرى خواهد بود.
مهر 1360 - صحيفه امام، ج15، ص: 262
روزنامه نگار مسلمان/
بسياري اشكال گرفتند كه احمدي نژاد بايد دست رهبري را به خاطر همه حمايتها، همراه بودنها و از خود گذشتگيهاي ايشان، ميبوسيد.

اما من معتقدم احمدي نژاد چهار سال گذشته دست رهبري را بوسيد تا چهار سال دست در دست رهبري كشور را اداره كند و به راستي با خدمات و زنده كردن گفتمان انقلاب و امام و تلاش بي وقفه براي پابرهنگان جامعه چنين كاري را كرد.
حالا او امروز شانه رهبرمان را بوسيد تا دست در دست كه چهار سال گذشته به وي داده بود امروز هم دست در دست و هم شانه به شانه آقايمان حركت كند.

خاتمي، موسوي، كروبي و هاشمي هم با عدم حضور خود ثابت كردند كه آنهايي كه در امتحان مورد نظر رهبرمان شكست خوردهاند خود انها هستند.
روزنامه نگار مسلمان/
داداهي كه در ان نكات جالبي بيان شد و بخشي از ترفند هاي مخالفان نظام كه روزي در اين نظام حضور داشتند براي مردم مشخص شد، نمونه آن را مي توان در اظهار نظرات عطريانفر و ابطحي در يافت آنجا كه ابطحي ميگويد: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي همقسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند. بنده نميدانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله براي چه بود.

وي ادامه ميدهد: واقعا ما اصلاحطلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد ميشنيديم، نميشنيديم. در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را ميشنيديم و اين توهم، توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس ميكرد كه تقلب 11 ميليوني امكانپذير است.
ابطحي همچنين در بخش ديگري از اعترافات خود اعلام ميكند:متاسفانه رفتاري كه از جانب ميرحسين موسوي و شخصيتهاي بزرگي مانند هاشمي و خاتمي پس از انتخابات به وجود آمد در نهايت به ايجاد ناامني و آسيب ديدن مردم منجر شد، موسوي از ابتدا توهماتي داشت كه بعد از انتخابات شكل جدي به خود گرفت و يكي از آنها اعلام رياست جمهورياش قبل از اعلام نتايج انتخابات بود.

ابطحي در جايي از كنفرانس خبري خود از رفتار خوب بازجوها و عدم شكنجه سخن ميگويد و اين حرف در حالي صورت ميگيرد كه از سوي قوه قضائيه تريبوني تمامو كمال به وي داده شده و او به راحتي ميتواند حرف هاي خود را بزند لذات نيازي نيست كه وي به دروغ بگويد كه شكنجه نشده و يا بازجوهاي خوبي دارد.

اما ميرحسين موسوي كه هر لحظه و از هر فرصتي براي اغتشاش آفريني استفاده مي كند پس از پخش اين دادگاه وسخنان ابطحي از صدا و سيما و پوشش خبرگزاري ها با صدور دهمين بيانيه تحريك آميز خود كه حلقه ديگر بيانيهها را تكميل ميكند از وجود شكنجه در زندانها سخن ميگويد.
موسوی عليرغم تاكيد چندباره ابطحي و عطريانفر به صادقانه بودن سخنان آنها در دادگاه و پشيماني آنها از آنچه درباره تقلب در انتخابات گفته و يا نوشته بودهاند، آنها و ديگر معترفين را انسانهايي "له شده " توصيف كرد كه "به آنچه ملزم شده اند، اقرار كردند. "
البته ميرحسين موسوي طبق روال گذشته از پرداختن به موضوعات تكان دهنده اي كه ابطحي و عطريانفر آنها را افشا كرده بودند خودداري و سعي كرد همچون نه بيانيه سابق خود باز هم از تكنيك به كار بردن "كلمات احساسي " به جاي بيان منطق بهره ببرد.
به نظر مي رسد در اين راستاست كه موسوي ميكوشد با انتشار اين بيانيه و اتخاذ مواضع مشابه، از اين حقيقت كه خود او نيز روزي در جايگاه "اعتراف " قرار خواهد گرفت فرار كند.
موسوي امروز نمونه شخصي است كه كر و كور است لذا نه چيزي را ميبيند ونه چيزي ميشنود و تنها زبان براي فرياد زدن دارد و به اتهام زني به افراد و زير پا گذاشتن قانون مشغول است.
*و در آخر
اگر ميرحسين موسوي واقعا حامي جوانان است و شعارهاي وي در حمايت از جوانان دروغ نيست كه البته شك دارم با به گردن گرفتن گناهان جوانان بازداشت شده كه در اثر تحركات وي و سخنان وي بوده، با حضور در دادگاه آماده محاكمه شدن به جاي آنها شود.
روزنامه نگار مسلمان/