پس از انتخاب دكتر احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور كشورمان دولت نهم در زمینه اطلاع رسانی ضعفهايي داشت چرا که دولت نهم برای خدمت به مردم آمده بود نه آنکه در جامعه برای خود پایگاهی ایجاد کند و برای پیروزی در انتخابات بعدی زمینه های لازم را از ابتدای ریاست جمهوری خود با تاسيس روزنامه هاي متعدد فراهم کند.
رخدادي که در دولت های هاشمی (پنجم و ششم) و خاتمی (هفتم و هشتم) بوجود آمد و روزنامه های زنجیره ای شاهد بودیم و امروز نیز با سرمایه هایی كه از جیب مردم در هشت سال حاكميت بر منابع كشور بیرون آورده اند، در تلاشند تا بار دیگر پایگاه از دست رفته خود را که از انتخابات ریاست جمهوری نهم و با شناخت کامل مردم، از آنها گرفته شد باز پس گیرند.

اما نکته قابل توجه در این زمینه این است که نه تنها آنها به روزنامه هایی که دارند اکتفا نمی کنند بلکه در تلاشند تا روزنامه های اصولگرایی که به طور خصوصی انتشار میابد را نیز به تصرف خود در آورند چیزی که در سالهای پایانی دور اول کار دولت نهم با تصرف روزنامه سیاست روز کلید خود و با طرح هاي موزيانه به خورشيد نيز كشيده شد.
سياست روز، روزنامهای که هرچند تیراژ کمی داشت اما در دفاع از دولت نهم به دنبال منافع شخصی خود و پرکردن خیب كاركنانش نبود، این روزنامه ۷ ماه گذشته درچار تغییر و تحولات بسيار بنيادي شد در ابتدا بارایزنیهای صورت گرفته بخش اقتصادی این روزنامه به ۵ اصلاح طلب معلوم الحال واگذار شد و قرار بر این شد که از هر میزان درآمدی که ۴ صفحه اقتصادی اين روزنامه در اختیار آنها مي گذارد بخشی از آن به صورت ثابت به مسئولان روزنامه داده شود و مابقی آن برای افرادی باشد که در این ۴ صفحه فعالیت میکنند.
طبعا این امر نیازمند درآمد بالایی است یعنی شما باید در ماه پول زیادی را کسب کنيد تا زمانی که سهم طی شده در قرار داده واگذاری بخش اقتصادی را به مسئولان روزنامه ميدهيد مبلغ قابل توجهی برای شما و افراد خبرنگار بماند که از روزنامهای همچون سیاست روز كه تيراژ كمي داشت و در ميان مردم زياد شناخته شده نبود كسب چنين درآمدي بعيد بود.
لذا افرادي كه در اين 4 صفحه مشغول به كار بودند پروژه جديدي را پس از كسب جايگاه و به اصطلاح به دست آوردن چم خم هاي روزنامه كليد زدنند و آن هم تخريب سردبير انقلابي اين روزنامه بود ، اما اين تازه اول راه بود در ادامه آنها با معرفي خود به عنوان افرادي كه ميتواند روزنامه را در جايگاه بالاي جامعه قرار دهد و مخاطبان اين روزنامه را افزايش دهند به مسئولان اين روزنامه معرفي كردند در نتيجه فردي كه تا ديروز در روزنامههاي دوم خردادي همچون اعتماد، همميهن و شرق كار ميكرد به عنوان سردبير موقت اين روزنامه معرفي شد و اين اقدام زمينه در اختيار گرفتن سردبيري كامل سياست روز را براي اين افراد فراهم كرد.
فردي كه در اولينت اقدام خود از انتشار گزارش سفر پيگيري مصوبات هيئت دولت به مشهد در اين روزنامه به صورت حرفه اي جلوگيري كرد و مدير مسئول اين روزنامه نيز در مقابل درخواست خبرنگار توجيهات دروغين سردبير موقت را قبول كرد و اين گزارش كه واقعيتي از پروژه هاي تصويب شده توسط هيئت دولت در اين استان بود به چاپ نرسيد.
*رپورتاژ آگهي راهي براي افزايش درآمد سياست روز
اين افراد در ادامه تصرف اين روزنامه پروژه ديگر خود را كليد زدند و آن سرازير كردن پول به اين روزنامه براي مدت اندكي بود تا حسابي دهان مسئولان آن را آب بياندازند و و فكر آنها را از اهداف شوم خود منحرف كنند.
افراد اصلاح طلبي كه هر روز در اين روزنامه به بهانههايي همچون «به نيروي حرفه اي نياز داريم» و وارد اين روزنامه مي شدند چراكه افرادي كه در گذشته در اين روزنامه فعاليت مي كردنند نه اخراج كه آنچنان تحت فشار هاي مختلف قرار ميگرفتند تا خودشان استفا دهند.
اين افراد با وعدههايي كه به افراد فعال در حوزه اقتصادي كشور ميدادند آنها را به عنوان تيتر يك، عكس يك، گوشواره سمت چپ و راست و يا مصاحبه هاي مشروح در صفحات اول و رنگي اين روزنامه مطرح مي كددند و از انها پول هاي كلاني را براي استمرار اين حركتشان براي انها مي گرفتند.
اما اين حركت زماني براي من آشكارتر شد كه اين روزنامه براي افرادي كه براي انتخاب شدن براي رياست يك اداره و يا وزارتخانه و شركتهاي دولتي و گمرك در بين چندين نفر ديگر به عنوان گزينه مطرح مي شدند اين روزنامه هر گزينهاي را كه به درخواست وعدههاي انها جواب مثبت ميداد با زدن سوابقي از فعاليت ها، مصاحبه هاي اختصاصي در صفحه يك خود تا زمان انتخاب آنها در آن پست و مقام به برجسته كردن آنها ميپرداخت در در صورت انتخاب شدن آنها پول و منافع خود را از طريق آنها تامين كند.
* «خورشيد» براي كه طلوع ميكند؟
چند روز گذشته (يكشنبه) بود در راه محل كارم «خبرگزاري فارس»، يكي از دوستانم در تماس با من خبر غیر منتظره بركناري اعضاء هیأت مدیره مؤسسه آتیه که اغلب از فعالان رسانهای حامي دولت بودند، از سوی رئیس سازمان تأمین اجتماعی را داد مرا به شدت ناراحت و نگران كرد درست است كه در اين روزنامه ارزشي و حرفهاي كار نميكردم اما تك تك كاركنان آن را از صميم قلب دوست دارم و براي پشيرفت هر روزه آنها در توان خود تلاش ميكردم.

پس از آن مدیرعامل مؤسسه نیز سردبیری روزنامه خورشید را واگذار کرد، و امروز در سايت انقلابي و حرفهاي رجا نيوز خبر انتصاب معاون فرهنگی سابق تأمین اجتماعی در دولت اصلاحات به عنوان سردبیر این روزنامه را ديدم.
ابراهیم رستمیان در حالی به عنوان سردبیر روزنامه خورشید به تحریریه معرفی شده است که وی در دولت اصلاحات معاون امور فرهنگی سازمان تأمین اجتماعی بود و به لحاظ گرایشات فرهنگی و سیاسی کاملاً همسو با مواضع دولت وقت عمل میکرد.
وقتي اين خبر را ديدم دقيقا ياد تحولات صورت گرفته در روزنامه سياست روز افتادم البته با آن تفاوت كه در روزنامه سياست روز افراد حاضر با احتياط بسيار بالايي حركت مي كردند اما تحول در روزنامه خورشيد به يكباره صورت گرفت.
سردبیر جدید خورشید که در ماههای اول دولت نهم از معاونت فرهنگی تأمین اجتماعی برکنار شده بود، از نزدیکان عضو قدیمی هیئت مدیره تأمین اجتماعی است، سال گذشته نیز پس از اطلاع بازرسی ویژه رئیس جمهوری از عضویت رستمیان در هیأت مدیره شرکت انتشارات علمی- فرهنگی تأمین اجتماعی، وی از این مسئولیت کنار گذاشته شده بود.
به نظر من بايد منتظر بود تا تحولات روزنامه سياست روز به شكل ديگري اما در راستاي همان اهداف براي خورشيد طلوع كند.
در اين زمينه:
چرخش موزیانه روزنامه سیاست روز(نگاه روزنامه نگار مسلمان)
روزنامه نگار مسلمان/
يكم) مثل اسپند
يادش بخير تا همين چهار سال پيش كه مجلس در ساختمان سابق بود؛ كار راي دادن براي برخي از نمايندگان خيلي سخت بود! بايد براي هر تائيد "قيام" ميفرمودند. چه بسا كه شاهد بوديم در مجلس، به ويژه در دوره ششم، برخي از طرحها و لوايح مهم به تصويب نميرسيد يا پشتوانه آراي آن، پائين بود چون برخي آقايان نميتوانستند زحمت بلند شدن را هم بكشند.
اما در همان مجلس برخي از طرحها و لوايح، "خاصيت آتش زير اسپند" داشت. آنجا كه غرايض و اهداف شخصي، به غليان در ميآمد برخي نمايندگان مانند "اسپند" از جا ميپريدند تا مبادا جزو "قيام فرمودهها" نباشند و اگر صداي اعتراضي هم بلند ميشد زمين و آسمان را به هم ميدوختند تا از وظايف نمايندگي چيزي كم نگذاشته باشند.
مگر طرح اصلاح قانون مطبوعات، لوايح دو قلو، كنوانسيون به اصطلاح كذا و كذا، فراموشمان شده است!؟ مگر بياعتنائي به تحقيق و تفحص از خودروسازي، ناوگان هوايي، واقعه قطار نيشابور و... كه با پايمال شدن خون بسياري از هموطنانمان همراه بود يادمان رفته است.
دوم) زحمت نكشيد
اوايل مجلس هفتم، با انتقال ساختمان مجلس به بهارستان، زحمت اينگونه نمايندهها، كمتر شد، روي ميز زنگي گذاشته بودند كه كافي بود رمق فشردن يكي از دكمههاي آن را داشته باشند.
البته اين زنگ، فايده ديگري هم داشت؛ خط و رنگ نماينده هم به زودي لو نميرفت، چه بسا در قيام و قعود مجلس پيشين، برخي از نمايندگان مايل نبودن، مخالف يا موافق طرحي يا لايحهاي معرفي شوند ولي اگر طرح "خاصيت آتش زير اسپند" را داشت، ديگر چارهاي نبود. اما مجلس هفتم اين فرصت را به اينگونه نمايندگان داد تا زنگي را بفشارند و تعلق داشتن خود به رنگي، را هم پنهان كنند. يا حتي در خلوت مجلس، زنگي را بفشارند و بعد هم در مخالفت با مصوبه مجلس، در محراب و منبر جلوهگري كنند و به مردم يادآوري كنند كه همچنان وكيلالمله هستند.
سوم) كرامت انساني و خشونت
در همان مجلس ششم بود كه خشت اين بناي كج، گذاشته شد تا اول كار در خانه ملت، به نام "خود" و براي "خود" خانه و خودرو تدارك ببينند و فراموشمان نشده است كه آقايان با چه خطابههاي پرشوري از "كرامت انساني" ، "حقوق پايمال شده [كدام] ملت"، "حقوق بشر عكاس ماهنامه كانادايي كذا"! و... سخن ميگفتند.
يك روز كه تازه سنگر مجلس ششم به فتح آقايان درآمده بود در معيت دوستي به سراغ يكي از همين فاتحان رفتم و به وي پيشنهاد دادم: "با ما و موتورسيكلتي كه همراه آوردهايم، امشب سري به خيابانهاي پايتخت بزنيم".
آن شبها زير پل ري، ميدان گرگان و چمن مجاور وزارت ارشاد مهاجراني، خوابگاه كارگراني بود كه هنوز كسي سراغي از كرامت انساني آنها نگرفته بود.
اين فاتح مجلس ششم، مرا نميشناخت. براي همين راحت با ما گفتگو ميكرد؛ البته او پيشنهاد ما را نپذيرفت ولي پيشنهاد كريمانهتري! به ما داد و گفت، براي حل مسائل كشور، كمي عليه "حضرت آيتالله ..." فضاسازي كنيد تا شايد با تهديد كرامت ايشان، بيشتر از اين خشونت را تئوريزه نكند!
آن فاتح ديروزي مجلس ششم، امروز هم در تلاش براي تهديد كرامت انساني ايشان است. احتمالا بر اين باوراست كه مجلس اصلاحات همه مشكلات را جز تهديد كرامت ايشان حل كرده است.
چهارم) اكنون نوبت شماست
تاكنون، هفت مجلس، رسيده است به آخر كار؛ مجلسيان پيشين، دستاورد خود، اعم از نيكي و بدي، درشتي و پلشتي و غفلت و هوشياري را به پيشگاه ملت عرضه كردهاند و در مجموع، ملت يا آنان را نپسنديد يا نمايندگان مجلس هشتم را بيشتر پسنديد؛ اكنون فرصت خدمت در اختيار نمايندگان مجلس هشتم است روزي ديگر ممكن است ملت اين امانت را از شما نيز بازستاند.
... و در روز بازپسين كه حتما اوليتر از انتخابات دوره نهم است، بايد خود را براي پاسخگويي به پرسش هايي مهمتر از پرسشهاي ملت آماده كنيم.
ما هرچه ميكشيم از دست همين غفلتهاست. فراموش كردهايم ملت چند مجلس را آزموده و به اينجا رسيده است؛ فراموش كردهايم ملت همانگونه كه هفت مجلس را پشت سر گذاشت، نمايندگان هشتمين آن را هم كنار ميگذارد. فراموش كردهايم شعار اصولگرايي دادهايم و مسووليت مضاعف و اميد بيشتر در مردم برانگيختهايم. در غير اين صورت، ضايع نميشديم؛ بزرگان دين ما فرمودهاند؛ «من عرف قدره لم يضع بين الناس»

پنجم) اصولگرايي و خيابان خوابها
شايد جاي اين نوشتار، روز هفتم خرداد و در آستانه گشايش مجلس هشتم بود، نصايحي از اين دست را بزرگاني شريفتر از حقير، گوشزد فرموده بودند؛ اما گويا، آن روز اين گونه نصايح، شنيده نشده، يا زود به فراموشي سپرده شد.
آقايان نماينده! بالابردن خشت كجي كه فاتحان ششم گذاشته بودند، خودرأيي و مقدم داشتن خود بر ملت، اصولگرايي نيست؛ اهتمامي كه به "خود" كردهايد با 290 من عسل هم به اصولگرايي نميچسبد....
شايد اين چند روزه فرصتي براي سرزدن به بشاگرد و گناباد نداشته باشيد؛ زياد جاي دوري نميرويم. در گوشه و كنار همين شهر- كه مجلس در آن برپا كردهايد- هنوز از همان جنس "خيابانخوابها" هستند؛ كه نيازمند وامي اندك براي حفظ كرامت انساني خويش، هستند؛ اين مبلغ مي توانست با تقسيم شدن بين شما و اينها-كه موكلان شمايند-كرامت انساني بهتري، را براي چند نفر حفظ كند. آن 100 ميليوني را كه ميكوشيد با هزار آسمان و ريسمان، تخصيصش را براي تامين مسكن خويش، توجيه كنيد؛ جور ديگر هزينه كنيد؛ اگر مجلس آينده هم از شما نبود خدا باشماست.
گرچه ديگر هنوز تصميمسازي در مجلس با زنگ است و نيازي به قيام و قعود نيست؛ اما آقايان نماينده، مرحمت فرموده براي شناخت قدر و قيمت خود، يكرنگي با مردم و اصولگرايي واقعي، قيام بفرمايند.
«محمد مهدی شیر محمدی»
در همين زمينه:
*حكايت دريافت 100ميليون توماني نمايندگان مجلس(خبرنگار مسلمان)
*نامه سرگشاده دفتر تحكيم وحدت به لاريجاني درباره پرداخت 100 ميليون توماني به نمايندگان
*انجمن اسلامي دانشجويان در اروپا: دريافت كنندگان 100 ميليون نماينده واقعي مردم نيستند
*نامه بسيج دانشجويي در اعتراض به پرداخت 100 ميليون تومان به نمايندگان مجلس
*دبير شوراي تبيين مواضع بسيج دانشجويي: جريان دانشجويي با عملكرد رفاهطلبانه مجلس به شدت مخالف است
روزنامه نگار مسلمان/

كفپوش هاي خيابان حافظ و پولهاي بيت المالي كه در گوشه خيابان به هدر ميرود
روزهاي اول شهردار شدن قاليباف را همه به ياد دارند روزهايي كه با طرح ۱۳۷ طرحي كه امروزه ديگر ماشيهاي آن را بسيار محدود در خيابان ها ميبينيم ماشين هايي كه روزهاي اول با ويراژ دادن در خيابانهاي تهران چشم همه را پر كرده بودند هر ماشيني كه در خيابان ميديدیم مشغول كندم و یا سيمان كردن و جوش كاري بودند.
روزهاي بعدي با طرح بهسازي و زيباسازي پياده روهاي وليعصر همراه بود پروژه اي كه امروزه شاهد شكسته شدن سنگهاي اين خيابان هستيم كفپوش هايي كه براي پياده روي اين خيابن كه رفت و آمد در آن زياد است اصلا مناسب نيست و به مرور زمان دچار فرسودگي شديدي شده است طرحي كه هيچكس ضرورت آن را جز خود آقاي قاليباف و اطرافيان او متوجه نشدند كه چه ضرورتي داشت از ميدان راه آهن تا ميدان تجريش اين هزينه هنگفت خرج شود.
يكي از طرحهاي ديگر آقاي قاليباف را ميتوان تلويزيون هاي نصب شده در پاركهاي بالاي شهر و مناطق مرفه جامعه دانست كه پيش از شروع هر برنامه در ابتدا از شهردار تهران و همكاران ايشان تشكر ويژه اي را دارد.

برنامه موزيكال آبنماي پارك ملت كه در ساعات پر ترافيك اين پارك يعني ساعت۲۰ و ۳۰ دقيقه شب آغاز ميشود، باز هم در ابتدا از آقاي شهردار تشكر ميشود و به ذهنها القا ميشود كه شهردار تهران اين طرح را اجرا كرده است پس ذهنتان را به جاي ديگر و اشخاص ديگر از جمله آقاي احمدي نژاد نبريد. البته به روش اجراي اين برنامه فعلا كاري ندارم هر چند كه استفاده از موسيقي هاي تند در اين برنامه زير سوال است البته در پایان برای خالی نقبودن عریضه با پخش موسیقی فیلم امام علی (ع) آقای قالیباف کمی هم به سمت مذهبی ها قش می کند که خدایی نکرده اهداف رپشت پرده این کار فاش نشود.
اين روزها هم كه كمتر از يك سال انتخابات رياست جمهوري باقي مانده است شاهد طرح زيبا سازي پیاده روهای دیگر نقاط شهر البته به قول شهردار، هستيم كه براي مردم مشكلات زيادي را به وجود آورده است اما نكته مهم اينجا است كه نوع سنگ هاي استفاده شده در جنوب شهر با نوع و كيفيت سنگ هاي شمال شهر و همچنین کیفیت کار در مناطق جنوب تهران متفاوت است كه نشان از اين دارد كه آقاي قاليباف اصلا بين مردم در خدمت رساني تفاوتي قائل نيست!!!!!!

طرحهايي كه تا نيمه اجرا شده است و مشكلات متعددي را براي مردم وكسبه ايجاد كرده است و موجب نارضايتي مردم از مسئولان شهرداري شده است
در پايان آقاي قاليباف درست است كه مردم دكتر احمدي نژاد را به خاطر خدمت البته بي منت در شهرداري براي رياست جمهوري برگزيدند اما ايشان اجر خدمت به مردم را نديده خريدند و اگر تبعاتي هم داشت آن را به جان خريدند و اگر شما ديدي و به مردم خدمت كرديد بدانيد سودي برای شما ندارد یعنی (نه دنیایی دارید نه قیامتی) و در ثاني آقاي احمدي نژاد در دوران شهرداري خود بيت المال را بيهوده مصرف نميكردند به راستي آقاي قاليباف با بيت المال چه ميكنيد؟؟؟؟؟؟
در این زمینه:
جوبها برای که می گیرد(نگاه روزنامه نگار مسلمان )
روزنامه نگار مسلمان/